تبليغاتX
خاتون نامه

 وَه چه بی رنگ و بی نشان که منم

من از این حرفهای " نسل ِسوخته" و "نسل ِ برشته" و "نسل ِ دَم نکشیده" و اینا اصلاً خوشم نمیاد چون معتقدم همه مون از دم بدبخت شدیم رفته پی کارش.

تنها نسلی که لذت دنیا را بردند و من تا سر حد مرگ بهشون حسادت می کنم اجداد غار نشین مان هستند و بس, خدا وکیلی فقط اونا بودن که کیف کردند هااا. خواهش می کنم نگویید: ولی اونا فقط ۳۰ سال عمر می کردند, دوا دکتر نداشتند, امکانات نداشتند, تی وی نداشتند و از نعمات اینترنت بهره مند نبودند. قبل از این که جوابتون را بدم لطفاً زنگ بزنید به دکتر دندانپزشک تون چون جوابهای من دندان شکن است! وقت گرفتید؟! خب حالا باقی را بخوانید....

درسته اونا میانگین سنی شان ۳۰ سال بوده ولی همون مدت را واقعاً زندگی می کردند. نگرانیشون فقط تهیه ی غذا بوده اونم بی صف و مجانی. نگران شهریه ی بچه شون بودند یا عزا ماتم اون یکی را داشتند که پشت کنکور مانده؟ یا این دیگری که توی خونه افتاده جلوی کامپیوتر و دنبال کار نمیره؟! پسر دسته گلشان با "شیشه" و سایر زهرماری ها محو میشده؟! دختر غار بغلی که از لوسی و دست و پا چلفتی گری نمونه نداره یک شوهر گیر آورده تیکه ی مااااااااااه که مجنون ِ اون تحفه خانم شده و اینها غصه می خورند که چرا دختر ِ گل ِ تحصیل کرده و با وقارشان نصیب غول بیابون شده؟! پسراشون سربازی باید می رفتند که اگر روزی یکی به اسب شاه شان گفت یابو آن طفلک گوشت دم ِ توپ باشه؟! هر چند وقت یک بار ماشینشون اوراق میشد و باید یکی دیگه می خریدند؟! عزیزاشون اون ور ِ کُره ی زمین بودند که وقتی میخوای زنگشان بزنی یا خواب هستند و یا سر کار؟! جمعه ی اونا تو بیکار نباشی و شنبه یکشنبه ای که آخر هفته ی توست به بطالت بگذره چون اول هفته ی اوناست؟! "گوگل"شان فیلتر میشد؟! به ریال مزد می گرفتند و به دلار باید خرج می کردند؟! زن و شوهر باید از صبح تا شب به کار گِل می پرداختند تا شاید بتوانند کرایه خونه را بدهند؟! تا خرخره زیر بار بدهی های شخصی و بانکی بودند؟! یک دونه قرص هم به عمرشون مجبور بودند بخورن؟! 

زمین خدا مفت و مجانی زیر پایشان بود و گاهی هم از سر دلتنگی نبشته ای در وبلاگ های سنگی شان می نوشتند بدون پسورد و آی دی و ترس از هک شدن و.... والسلام.

همه شم تقصیر اوناست که شبانه روز بیست و چهار ساعت است. خدای عزوجل یادش رفت که بعد از منقرض شدن اون خودش بیامرزها این مدت زمان را دو برابر کنه چون اولی که اونا را خلق کرد خیلی دست و دل بازی کرده بود اونا دوازده ساعت هم زیادشون بوده, هشت ساعت را در غارهای بدون اجاره/ قسط میخوابیدند و چهار  ساعت هم برای شکار و پیدا کردن برگ. وقت هم زیاد میاوردن ولی حالا چی؟! 

اصلاً از کار و زندگی و صف بنزین و بچه داری و دکتر بردنشان و مهمانی دادن و عروسی رفتن و دیدن نورچشمی های تازه بدنیا آمده و قبض نوشتن و خرید و ترافیک و عیادت بیماران و هفتم این و چهلم و سال اون یکی و سایر دید و بازدید ها هم بگذریم.....فقط همین کامپیوتر چقدر وقت گیره....اینهمه ایمیل مگه نباید خوانده و جواب داده بشه؟! آفلاین ها چی؟!....سایت های خبری را هم که نمیشه نخواند....وبلاگ نویس هم که باشی که دیگه کارت دراومده هم باید پست جدید بذاری و هم دوستانی که کامنت میذارن باید بری بازدیدشون مطالبشون را بخونی و کامنت بذاری بر نگشته می بینی که چند تا کامنت جدید داری باز قربون اونا که میگن: "وب خوبی داری به منم سر بزن. بد قولی نکنی ها" چون بی خیال اونا میشی ولی بقیه را که نمیشه توجه نکرد....حالا وسط این کارها عزیزی هم آنلاین میشه مگه میشه طاقت آورد و باهاش نچتید؟! یعنی این موبایل هم که زنگ نمی زنه و هیچ اس ام اسی هم در طی روز نباید جواب داده بشه؟! شماها که در ایران هستید تلفنهای عصر و غروب شماها مثل مال ما که نیست.... همه از طرف عمه, عمو یا خاله ست و باید جواب داده بشه ماشین پیغام را هم باید چک کرد و حتماً جواب آنها را داد. کتاب هم که داری بخوانی و این همه فیلم هم که به بازار آمده و حداقل چند تاش را باید ببینی. سریالهای تلویزیونی را هم که نمیشه از دست بدیم و فردای روز توی اداره و سر کلاس از شرکت در بحث محروم بشیم.

جان من فقط رسیدگی یه این مواردی که اشاره کردم آیا با کمتر از ۴۸ ساعت هم عملی است؟!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 8:50 توسط خاتون |